مسافر
پاساژ
فيكساتور و چسب مو و مداد و رنگ مو ... از اين قبيل خرت و پرتى كه صنف نسوان جهت دلبرى ميمالند .
سه ساعتى طول كشيد تا نزديكى اذان كه ميخواستند درب پاساژ را ببندند بيرون رفتيم كه مصيبت بساطش را تازه پهن كرده بود جلو پاساژها ... خردجالى ها* و بساطى ها تبليغات و سر و صدا مى كردند و دورشان شلوغ بود . چشم هاى مامان برقى زد و دو دفعه كه رفتيم برگشتيم تازه رضا نمى داد دل بكند ( اينجور مواقع نقش باديگارد و بيشتر خر حمال را دارم )
روز بعد علاوه بر لوازم آرايشى لباس فروشى ها را هم گشتيم . سير خريد كرد يا همان قدر كه جيبش اجازه مى داد . بعد برگشتيم
ماشین
اين اخلاق هميشه گى اونه بخصوص زمانى كه ماشين عوض مى كنه يه دورى ميزنه و وسيله رو به خواهر برادراش نشون ميده . از ذوقش خوشحال مى شم ...
* * *
عکس ادامه مطلب جهت ثبت در تاریخ و تزیینی است![]()
ادامه مطلب
پيشانى نوشت
زمانى بخاطر آخر عاقبتم به يكيشان مراجعه كرد معلومش شد كه در شهر " ك " دانشجو مى شم . نيش تا بنا گوش باز شد كه انتخابم شهرهاى مشهد و شاهرود و بجنورد است .
القصه كه در هيچ كدام قبول نشدم تا رسيد به تكميل ظرفيت در حوالى خودمان جايى نبود جز شهر " ك " ميدانستم سگ را با چوب بزنى به آن برهوت نمى رود و احتمال قبوليش بالا ...
* * *
تصویر در ادامه مطلب تزیینی است
ادامه مطلب
پیشی
چاقى شان از صدقه پس مانده غذاهاى كافورى بود كه به خوردمان مى دادند و از حلق پايين نمى رفت ... شايدم اونجا بهشت شون بود .
اما اينجا اوضاع كمى فرق داره اگه آشغالى هست بايد براش جون بكنن ازسه ماه پيش كه اين عكسو از يك گوشه حياط گرفتم تا بحال هر كدوم براى خودشون پلنگى شدن!!!
زلزله بده
به معنى واقعى كلمه تجربه كردمش 14 يا 15 سالم بود روز بعد از واقعه هرجا يه درجه رو اعلام ميكرد يادمه فرانسه ميگفت 6.7 ريشتر .
ساعت از دوازده رد شده بود كه ديديم زمين زير پامون داره ميلرزه از خونه ريختيم حياط وقتى تموم شد برگشتيم خونه كسى تحويل نگرفتش ... نيم ساعت يا 45 دقيقه بعد باز شروع كرد اين دفعه وقتى ريختيم حياط ساختمان بوضوح ميلرزيد مامانم از ترس جيغ ميكشيد و فرياد مى زد (آخه از دست خانم كارى جز اين بر مياد) اون روز و روز بعد احدى تو شهر خونه نمونده بود همه سراغ فاميل رفته بودند شايد بيشتر براى دلدارى دادن به خودشون از ديدن ميزان خسارتى كه به ديگران وارد شده بود . دور تا دور خرپشته (ورودى به پشت بام) خونمون ترك برداشته بود ...
هنوز كه هنوزه با يك لرزش باعث ترسم ميشه
ادامه مطلب
زمستان
اميدوارم امسال بخير بگذره
سو فیا لورن .................... کنکور
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ضمن اعلام تبريكات ويژه به پيشگاه صنف شريفه نسوان جهت فتح 64 درصد از دانشگاههاى مملكت ايران منتظريم تا الباقى جامعه نكره نرينه نيز از دانشگاهها بيرون ريخته و از لوس وجود مستكبر ايشان پاك گردد .
به اميد آن روز
روزه نمازا قبول
تنها روزه بگير و نماز خون بيت هستم ولى نچندان متشرع اين امورات سورى هستند برام و جنبه از سر وا كنى دارند و بيشتر وابسته ام تا دلبسته ...
صبح ساعتاى 3 تا 5/3 بلند مى شم و راديو كوچك را بر مى دارم به سمت آشپزخانه ... به جاى راديوى محلى دنبال موج راديو فردا . سحرها دلپذيرتر مى شود با ترانه اى از صداى ويگن ... در همين حين اگه غذايى نمونده باشه ، تخم مرغ نيمرو ميذارم كه دير هضمه ... تا چهار و ربع از نون و نيمرو و آب مى تپانم به جهاز هاضمه مبادا كه تا غروب ضعف كنم ... بعد هم لخت و سنگين مى افتم تا 8 صبح به خواب
روزگار خوبيست
* * *
یک ساعت پیش آسمان قرمبه شد و بارانی بارید و هوا رو لطیف کرد بال پشت بام رفتم بلکه عکسی بگیرم ام روشن نمی افتاد هیچ کدوم آخر مجبور شدم اینو بذارم که با فلاش برداشتم که از انعکاس نور در قطرات به این صورت افتاد
تهران
همين عكس در ادامه مطلب با حجم بالاتر و كيفيت نسبتا بهتر موجوده
ادامه مطلب
معاشرت با بانوان*
شيرين سخنى در معاشرتها و آميزش ها مخصوص براى مجالست با بانوان نيست . گفتار خوش و سخن شيرين به خودى خود افسونى است كه شنوندگان را مفتون ميسازد . مردى ممكن است محروم از هر گونه زيبايى باشد ، ولى گفتارى شيرين داشته باشد ، در سخن فصيح ، و در اداى عبارات بليغ و روانى گفتارش چون سلسبيل** باشد . سخن گوئى در يك مجلس و يا با يك نفر بخودى خود فن بزرگى بشمار ميرود و بسيار نيازمند هوش ، انديشه و ، پندار درست است سرعت انتقال و وسعت اطلاع از چيزهايى است كه بيس از هر چيزى در فن سخنگوئى لازم ميباشد و از اين دو مهمتر پرهيز از خود ستايى و خود پسندى است .
در معاشرت با يك بانو ، بهوش باش كه بيهوده چيزى بر زبان نرانى ، صحبت از بيمارى ها و ناخوشيها و بويژه كارهاى جراحى نكنى هنگام صرف چاى ، صحبت از اينگونه امور بيشتر نا پسنديده است . از گفتگوى در مسائل مذهبى و سياسى كاملا بر كنار بمانيد كه هيچ چيزى بيشتر از اين بر طبع زن گران نمى باشد و اصلا از اينجور حرف ها و صحبت ها خوشش نميايد . هنگام صحبت پيوسته اين مصرع را در نظر داشته باشيد " اول انديشه وانگهى گفتار " يكى از شعراى انگليسى ميگويد " زبان كليد خرد و فرهنگ آ دمى است و هر گاه كه در دهان گشت هر چه در خزانه خرد نهفته است در چشم شنونده آشكار ميگردد " و اين معنى بعينه از گفتار شيخ اجل سعدى شيرازى گرفته شده است كه ميفرمايد :
" زبان در دهان اى خردمند چيست؟
كليد در گنج صاحب هنر
چو در بسته باشد چه داند كسى
كه گوهر فروش است يا پيله ور "
و نزد بانوان البته كه بايد بيشتر رعايت اين دستور را نمود . از خود كمتر و بلكه هيچ صحبت نكنيد ، هوشمندى خود را نه بيجا و نه بجا نستائيد ا ز كارهاى شخصى و گرفتاريهاى خود لزومى ندارد با او صحبت كنيد و البته فراموش نميكنيد كه در خلال صحبت به او بخوبى ميفهمانيد كه پيوسته احترامش را چنانكه در خور مقام و موقع بانوى فهميده و دانايى است ميگذاريد و از دوستى و آشنايى با او بسى خرسند و مسرور هستيد .
_________________
* روزنامه اطلاعات نوبت صبح 7/2/1316
** سلسبيل ( به فتح دو سين ) نرم ، روان ، گوارا ، نام چشمه اى در بهشت








